بسوی خوشبختی

اشتباه بشریت از زمانی شروع شد که گمان کرد تنها با تکیه بر اندیشۀ بشری خواهد توانست مدینۀ فاضلۀ مورد نظر مصلحان و خیرخواهان جامعۀ بشری را بسازد.

بله عزیزان! تمدنی که بدون عقیدۀ صحیح و دین و بر اساس دشمنی با برنامه ها و قوانین خداوندی بنا نهاده شود سرانجام نافرجامی خواهد داشت. و شاعر چه زیبا گفته است:

خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج

آری!غرب، تمدن و پیشرفت خود را بدون رابطه با برنامۀ خداوندی آغاز کرد و خشت زیربنایی این تمدن کج و معوج گذاشته شد و به همین دلیل امروزه نشانه های فروپاشی و از هم پاشیدگی این تمدن پوشالین، پرزرق و برق، فریبنده و توخالی روزبه روز آشکارتر می شود.

هرچه بر تعداد مطب های روانپزشکی و کتابهای روانشناسی در دنیای غرب افزوده می شود، آمار خودکشی، امراض روحی، فقدان آرامش، سرگردانی و احساس پوچی نیز افزایش می یابد.زیرا روانشناسی بر تفکر بشری استوار است و علم بشری محدود است.خداوند می فرماید:

(وما أوتیتم من العلم إلا قلیلا) [اسراء:۸۵]
(و داده نشده است به شما از علم، مگر اندکی [وعلم شما انسانها با توجه به گسترۀ کل جهان و علم لایتنهایی خداوند سبحان، قطره ای به دریا هم نیست]).

بدیهی است خداوند خالقی که انسان را آفریده ، بهتر خواسته ها و نیازهای او را میداند و اینکه چه راهی ضامن سعادت و خوشبختی اوست. همانطور که خداوند می فرماید:

(ألا یعلم من خلق وهو اللطیف الخبیر) [ملک:۱۴]
(مگر کسی که [انسانها را] می آفریند [حال و وضع ایشان را] نمی داند، حال اینکه او دقیق و باریک بین بس آگاهی است؟!).

پس برای رسیدن به خوشبختی چاره ای جز بازگشت به برنامۀ خدایی و تسلیم شدن و پیروی از آن وجود ندارد و هیچ راه دیگری برای رسیدن به سعادت غیر از تن در دادن به هدایت خداوندی و دین خدا وجود ندارد.

بر همین اساس بنده برآن شدم تا مطالبی را از یکی از کتابهای نویسنده و دعوتگر مسلمان عرب دکتر عائض القرنی (۱) بصورت سلسله وار به فارسی برگردانم. در این کتاب دکتر عائض القرنی چراغهایی را برای رسیدن به خوشبختی واقعی و آرامش حقیقی فراراه ما قرارداده است و از آنجاییکه این سخنان برگرفته از تعالیم دینی ما و بر اساس عقیدۀ اسلامی بیان شده‌اند از اهمیت بسزایی برخوردارند و حقا که بدون پیروی از صراط مستقیم (کتاب خدا و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم ) آرزوی دست یافتن به خوشبختی سرابی بیش نیست.

« والله یقول الحق وهو یهدی السبیل»
(همانا خداوند حق رامی گوید و اوست که راه درست را نشان می دهد.)

صلاح الدین مصلح
—————————————————————————————————————————–

بیاد آور نعمتهای خداوندی را بر خود، که تو را از بالای سر و از زیر قدمهایت دربرگرفته

[وإن تعدوا نعمه الله لا تحصوها] {نحل:۱۸}
(اگر بخواهید نعمتهای الله را بشمارید، قادر به شمارش آنها نیستید)

سلامتی در بدن، امنیت در وطن، غذا و پوشاک، هوا و آب. تو تمام دنیا را داری و احساس نمی کنی، تو صاحب دنیایی و نمی دانی:

(وأسبغ علیکم نعمه ظاهره وباطنه)[لقمان:۲۰]
(و نعمتهای خود را ـ چه نعمتهای ظاهری و چه باطنی ـ بر شما گسترده و افزون ساخته است).

دو چشم داری، زبان و دهان، دست و پا

(فبأی آلاء ربکما تکذبان) [سوره الرحمن]
(پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب و انکار می کنید؟).

آیا این ساده است که تو با پاهایت راه می روی در حالی که پاهایی قطع شده؟! و بر دو ساقت می ایستی در حالیکه بسا ساقها قطع شده اند؟! آیا سزاوار است که به راحتی دیدگانت را برهم گذاشته و به خواب روی در حالیکه درد و بیماری خواب را از بسیاری ربوده؟! و اینکه معده‌ات را از غذای لذیذ پر کنی، و از آب گوارا بنوشی در حالیکه کسانی هستند که به سببب بیماری و مرض غذا برای آنها تلخ و آب برای آنها ناگوار شده؟!

در شنوایی ات بیندیش که از کر بودن نجات یافته ای، و در دیدگانت تأمل کن که از نابینایی رهایی یافته ای، و بنگر به پوستت که از پیسی و جذام حفظ شده ای، و بنگر عقلت را که خداوند آن را سالم گردانیده و آن را به دیوانگی و بی عقلی دچار نکرده است.

آیا حاضری فقط یک چشمت را به اندازه ی کوه احد طلا عوض کنی؟! آیا دوست داری شنوایی ات را با یک دریا طلا عوض کنی؟ آیا قصرهای رنگین را در مقابل زبانت می‌خری تا اینکه گنگ بمانی؟ آیا دستانت را در مقابل گردنبندهای مروارید و یاقوت عوضه میکنی؟

نعمتهای فراوان و کرَم های بی پایانی تو را فراگرفته ولی تو نمی دانی، چطور با اندوه ،غم، پریشانی، و گلایه کردن زندگی را می گذرانی در حالیکه نان گرم، آب خنک و گوارا، خواب راحت و آرام، و سلامتی کامل را دارا می باشی. به از دست رفته ها و نداشته ها فکر می‌کنی و شکر داشته ها را بجا نمی آوری. از یک شکست اقتصادی و مالی بهم میریزی در حالیکه کلید خوشبختی و ثروت هنگفتی از خیرات و مواهب و نعمتها در دست توست…

بیندیش و شکر کن:

(وفی أنفسکم أفلا تبصرون)[ذاریات:۲۱]
(و در وجود خودتان [ ای انسانها، نشانه های روشن و دلایل متقن برای شناخت خدا و پی بردن به قدرت او وجود دارد] مگر نمی بینید؟).

در وجودت فکر کن ، در خانواده ات، خانه ات ، شغلت، سلامتی ات، دوستانت، و دنیای اطرافت.

(یعرفون نعمت الله ثم ینکرونها)[نحل:۸۳]
(نعمت الله را می شناسند و با وجود شناخت و آگاهی [در عمل] آن را انکار می کنند [و سپاس آن را بجای نمی آورند]).

به یادآوری گذشته ،تحت تأثیر آن قرارگرفتن، دوباره زنده کردن و اندوهگین شدن بر بلایای آن حماقت و دیوانگی ست، و سببی برای کشتن اراده و تلخی زندگی در زمان حال می باشد.

پروندۀ گذشته نزد عاقلان بسته شده و بازگو نمی شود، برای همیشه در زندان فراموشی قرار گرفته شده و در آن قفل می شود، با طنابهایی محکم در زندان فراموشی در بند کشیده شده و از آن بیرون آورده نمی شود و بسته میشود تا نور به آن نرسد، زیرا که گذشته و به پایان رسیده است، پس نه غم و اندوه آن را برمی گرداند، و نه بی قراری آن را اصلاح می کند، و نه غم آن را درست می کند، و نه پریشانی و تلخکامی آن را دوباره زنده می کند، چراکه از دست رفته است.

هیچ گاه در کابوس گذشته و زیر سایه ی چیزی که از دست رفته زندگی مکن. خودت را از شبح گذشته نجات بده. آیا می خواهی رود را به سرچشمه اش، خورشید بالا آمده را به محل طلوعش، نوزاد را به شکم مادرش، آب ریخته را به لیوان و اشک را به چشم بازگردانی؟!.

تحت تأثیر گذشته قرار گرفتن، پریشانی ات برای آن، سوختن با آتش آن و به یادآوری تباهی های آن وضعیتی ناگوار، ترسناک، رعب آور و وحشتناک است.

مطالعه کردن دفتر گذشته، تباه کردن زمان حال، اتلاف توان، و از بین رفتن نیرو است. خداوند امتهای گذشته و کارهای آنها را نام برده و سپس فرموده:

( تلک أمه قدخلت)[بقره:۱۳۴]
(ایشان قومی بودندکه رفتند. [به هرحال، جنگ و جدل درباره ی آنان چرا؟!]).

قضیه تمام شد و هیچ فایده ای در کالبدشکافی زمان و به عقب آوردن چرخ تاریخ وجود ندارد.

مصیبت ما اینست که از اصلاح زمان حال خود ناتوان بوده و در عوض به گذشته مشغول می شویم، قصرهای زیبایمان را ترک کرده و بدنبال خرابه ها به راه می افتیم. همانا اگر انس و جن عزم خودشان را برای بازگشت به گذشته ها جزم کنند نخواهند توانست، زیرا این چیز محالی می باشد.

خداوند در قرآن کریم می فرماید:
(لکیلا تأسواعلی ما فاتکم)[حدید:۲۳]
(این بدان خاطر است که غم نخورید بر از دست دادن چیزی که از دستتان رفته است].

پس ای انسان! درگذشته زندگی مکن و بر آن پشیمان نشو وبر آنچه از دست داده ای حسرت نخور و با این عبارات اظهار حسرت و پشیمانی نکن که ای کاش چنان می کردم وای کاش چنین نمی کردم و ای کاش این یکی را پیش از آن یکی انجام می دادم و اگر چنان می شد، چنین و چنان می کردم. بدان که این شیوۀ تفکر و احساس تو را دچار افسردگی روحی کرده و همواره در پریشانی و اضطراب و تلخی غوطه ورمی شوی و با آن زندگی کرده و به ویروس منفی گرایی مبتلا خواهی شد.برای همین است که عقلا گفته اند:مشغول بودن به آنچه که گذشته ، تباه ساختن وقت حاضر است.

افراد زیرک به پشت سر خود نگاه نمی کنند و به عقب توجه نمی کنند زیرا باد به سمت جلو می وزد، و آب به جلو سرازیر می شود و قافله به جلو می رود پس با سنت هستی مخالفت نکن

برگرفته از کتاب مشهور دکتر عائض القرنی به نام “لاتحزن” (غصه نخور)
مترجم: صلاح الدین مصلح
مصدر: سایت بیدارى اسلامى

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی