نماز اول وقتپرسش: بعضی می گویند نخواندن سنت در سفر سنت است، لذا نباید در سفر سنت خوانده شود و از پیامبر صلی الله علیه و سلم ثابت نیست که در سفر سنت بخواند. آیا این قول صحیح است؟ اگر صحیح نیست با دلیل ثابت کنید.

 پاسخ: خیراین صحیح نیست، بلکه صحیح اینست که خواندن سنت و نفل در سفر از پیغمبر صلی الله علیه و سلم و أصحاب رضی الله عنهم ثابت است. به دلایل زیر توجه کنید:

دلیل اول: «عَنْ ابْنِ عُمَرَ قَالَ صَلَّیْتُ مَعَ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی الْحَضَرِ وَالسَّفَرِ فَصَلَّیْتُ مَعَهُ فِی الْحَضَرِ الظُّهْرَ أَرْبَعًا وَبَعْدَهَا رَکْعَتَیْنِ وَصَلَّیْتُ مَعَهُ فِی السَّفَرِ الظُّهْرَ رَکْعَتَیْنِ وَبَعْدَهَا رَکْعَتَیْنِ وَالْعَصْرَ رَکْعَتَیْنِ وَلَمْ یُصَلِّ بَعْدَهَا شَیْئًا وَالْمَغْرِبَ فِی الْحَضَرِ وَالسَّفَرِ سَوَاءً ثَلَاثَ رَکَعَاتٍ لَا تَنْقُصُ فِی الْحَضَرِ وَلَا فِی السَّفَرِ هِیَ وِتْرُ النَّهَارِ وَبَعْدَهَا رَکْعَتَیْنِ قَالَ أَبُو عِیسَى هَذَا حَدِیثٌ حَسَنٌ سَمِعْت مُحَمَّدًا یَقُولُ مَا رَوَى ابْنُ أَبِی لَیْلَى حَدِیثًا أَعْجَبَ إِلَیَّ مِنْ هَذَا وَلَا أَرْوِی عَنْهُ شَیْئًا» (سنن الترمذی – (۲ / ۴۱۰) بَاب مَا جَاءَ فِی التَّطَوُّعِ فِی السَّفَرِ)

ترجمه: حضرت ابن عمر رضی الله عنه می فرماید: من در حضر و سفر همراه پیغمبر صلی الله علیه و سلم نماز خواندم، همراه با پیغمبر صلی الله علیه و سلم در حضر ظهر را چهار رکعت و بعد از آن دو رکعت خواندم، وهمراه با پیغمبر صلی الله علیه و سلم در سفر ظهر را دو رکعت و بعد از آن نیز دو رکعت خواندم، و عصر را نیز دو رکعت خواندم، و بعد از آن چیزی نخواند، و مغرب را در حضر و سفر برابر سه رکعت خواندم، که در سفر و نه در حضر کم نمی کرد، و آن وتر روز است، و بعد از مغرب دو رکعت می خواند. ابوعیسی (امام ترمذی) می فرماید: این حدیث حسن است، من از محمد (یعنی امام بخاری) شنیدم فرمودند: ابن ابی لیلی هیچ حدیثی را که نزد من پسندیده تر باشد از این حدیث روایت نکرده ، و من از وی چیزی را روایت نمی کنم.

توضیح: امام ترمذی رحمه الله می فرماید: از ابن عمر روایت شده که پیغمبر صلی الله علیه و سلم در سفر قبل از نماز و بعد از نماز نفل نمی خواند، و از وی روایت شده که پیغمبر صلی الله علیه و سلم در سفر نماز نفل می خواند، سپس بعد از پیغمبر اهل علم اختلاف کردند، برخی از اصحاب پیغمبر صلی الله علیه و سلم معتقداند که شخص در سفر نماز نفل بخواند و قول امام احمد و اسحاق همین است، و گروهی دیگر از اهل علم به اینکه در سفر نفل خوانده شود معتقد نیستند نه قبل از نماز و نه بعد از آن و مطلب کسی که در سفر نفل نمی خواند قبول رخصت است و کسی که نفل می خواند دارای فضیلت بزرگی است و قول اکثر اهل علم همین است که خواندن نماز نفل را در سفر اختیار می کنند. (سنن الترمذی – (۲ / ۴۰۸) بَاب مَا جَاءَ فِی التَّطَوُّعِ فِی السَّفَرِ).

ناگفته نماند که در شریعت به آنچه غیر از فرض است تطوع یعنی نفل گفته می شود، وهو لغه الزیاده، وشرعاً ما عدا الفرائض، دلیل الفالحین لطرق ریاض الصالحین – (۶ / ۴۲۹) .

دلیل دوم: «عن أبی هریره قال : أعرسنا مع رسول الله صلى الله علیه وسلم فلم نستیقظ حتى طلعت الشمس ، فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم : « لیأخذ کل إنسان برأس راحلته ؛ فإن هذا منزل حضرنا فیه الشیطان » ، فغفلنا ، فدعا بالماء فتوضأ ثم صلى سجدتین ، ثم أقیمت الصلاه فصلى الغداه. (صحیح ابن خزیمه – (۵ / ۹) باب صلاه التطوع فی السفر قبل صلاه المکتوبه)images (2)

ترجمه: از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که فرمودند: آخر شب با رسول الله صلی الله علیه و سلم فرود آمدیم تا اینکه خورشید طلوع کرد بیدار نشدیم، رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «باید هر شخصی سر سواری اش را بگیرد، زیرا که این منزلی است که در آن شیطان نزد ما حاضر شده است» لذا ما غافل شدیم، آنحضرت صلی الله علیه و سلم آب خواست، وضو گرفت سپس دو رکعت نماز خواند، آنگاه نماز قائم گردانیده شد و نماز صبح را خواند.

توضیح: در این حدیث نیز با صراحت بیان شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم در سفر قبل از نماز صبح دو رکعت خواند. و ابوبکر بن خزیمه خواندن نماز سنت را قبل از فرض استنباط نموده است و بر آن باب بسته است.

دلیل سوم: «عَنْ أُمِّ حَبِیبَهَ زَوْجِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهَا قَالَتْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ مَا مِنْ عَبْدٍ مُسْلِمٍ یُصَلِّی لِلَّهِ کُلَّ یَوْمٍ ثِنْتَیْ عَشْرَهَ رَکْعَهً تَطَوُّعًا غَیْرَ فَرِیضَهٍ إِلَّا بَنَى اللَّهُ لَهُ بَیْتًا فِی الْجَنَّهِ أَوْ إِلَّا بُنِیَ لَهُ بَیْتٌ فِی الْجَنَّهِ» (صحیح مسلم – (۴ / ۶۷) بَاب فَضْلِ السُّنَنِ الرَّاتِبَهِ قَبْلَ الْفَرَائِضِ وَبَعْدَهُنَّ وَبَیَانِ عَدَدِهِنَّ)

ترجمه: از ام حبیبه رضی الله عنها همسر پیغمبر صلی الله علیه و سلم روایت است که فرمود: من از رسول الله صلی الله علیه و سلم شنیدم که فرمودند: هیچ بنده مسلمانی نیست که هر روز برای خدا دوازده رکعت نفل غیر از فرض بخواند، مگر اینکه الله تعالی برای او خانه ای در جنت بنا خواهد کرد، یا اینکه فرمود: مگر اینکه برای او خانه ای در جنت بنا کرده خواهد شد.

توضیح: این حدیث عام است، سفر و غیر سفر همه را شامل می شود؛ زیرا پیغمبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: «یُصَلِّی لِلَّهِ کُلَّ یَوْمٍ ثِنْتَیْ عَشْرَهَ رَکْعَهً تَطَوُّعًا غَیْرَ فَرِیضَهٍ » هر روز برای خدا دوازده رکعت نفل غیر از فرض بخواند.

دلیل چهارم: «عَنْ عَائِشَهَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ کَانَ لَا یَدَعُ أَرْبَعًا قَبْلَ الظُّهْرِ وَرَکْعَتَیْنِ قَبْلَ الْغَدَاهِ» (صحیح البخاری – (۴ / ۳۶۷) بَاب الرَّکْعَتَیْنِ قَبْلَ الظُّهْرِ)

ترجمه: از حضرت عایشه رضی الله عنه روایت است که پیغمبر صلی الله علیه و سلم چهار رکعت قبل از ظهر و دو رکعت قبل از صبح را ترک نمی کرد.

توضیح: چنانکه از دو حدیث گذشته ثابت شد که آنحضرت صلی الله علیه و سلم در سفر نیز آنها را خوانده است.

دلیل پنجم: «قال أبو بکر : خبر أم هانئ : « أن النبی صلى الله علیه وسلم صلى یوم فتح مکه الضحى ثمان رکعات » . قد خرجته قبل (صحیح ابن خزیمه – (۵ / ۷) باب التطوع بالنهار للمسافر خلاف مذهب من کره التطوع للمسافر بالنهار.

ترجمه: ابوبکر رضی الله عنه می فرماید: خبر أم هانی است که پیغمبر صلی الله علیه و سلم روز فتح مکه نماز چاشت را هشت رکعت خواند.

توضیح: ابوبکر ابن خزیمه بر این حدیث این گونه باب بسته است: باب در مورد نفل در روز برای مسافر بر خلاف مذهب کسی که نماز نفل را برای مسافر در روز ناپسند می داند؛ یعنی، از این حدیث ثابت می شود که آنحضرت صلی الله علیه و سلم در روز در سفر هم نمازهای نفلی را ترک نمی کرد.

دلیل ششم: «عن أَنَسُ بْنُ مَالِکٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ کَانَ إِذَا سَافَرَ فَأَرَادَ أَنْ یَتَطَوَّعَ اسْتَقْبَلَ بِنَاقَتِهِ الْقِبْلَهَ فَکَبَّرَ ثُمَّ صَلَّى حَیْثُ وَجَّهَهُ رِکَابُهُ (سنن أبی داود – (۳ / ۴۶۴)

ترجمه: از أنس بن مالک روایت است که فرمودند: هرگاه رسول الله صلی الله علیه و سلم سفر می کرد و اراده می کرد که نماز نفل بخواند، شتر خویش را به سوی قبله می گردانید و تکبیر می گفت سپس به هر سمت که سواری اش می رفت نماز می خواند.

دلیل هفتم: «عَنْ سَالِمٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یُسَبِّحُ عَلَى الرَّاحِلَهِ أَیَّ وَجْهٍ تَوَجَّهَ وَیُوتِرُ عَلَیْهَا غَیْرَ أَنَّهُ لَا یُصَلِّی الْمَکْتُوبَهَ عَلَیْهَا (سنن أبی داود – (۳ / ۴۶۳)

ترجمه: از سالم از پدرش روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم بر سواری به هر جهتی که می رفت نفل می خواند و بر سواری وتر نیز می خواند، غیر از اینکه بر سواری فرض را نمی خواند.

دلیل هشتم: «عَنْ جَابِرٍ قَالَ بَعَثَنِی رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی حَاجَهٍ قَالَ فَجِئْتُ وَهُوَ یُصَلِّی عَلَى رَاحِلَتِهِ نَحْوَ الْمَشْرِقِ وَالسُّجُودُ أَخْفَضُ مِنْ الرُّکُوعِ» (سنن أبی داود – (۳ / ۴۶۶)

ترجمه: از جابر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم مرا برای کاری فرستاد می فرماید: من آمدم در حالیکه آنحضرت صلی الله علیه و سلم بر سواریش به طرف مشرق نماز می خواند و سجده از رکوع پائین تر بود.

توضیح: زمانی که رسول الله صلی الله علیه و سلم در سفر سنن زوائد؛ یعنی، نفل می خواند، پس سنن رواتب؛ یعنی، سنت های مؤکده را چگونه ترک می کرد.

دلیل نهم: «عَنْ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ صَحِبْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ثَمَانِیَهَ عَشَرَ سَفَرًا فَمَا رَأَیْتُهُ تَرَکَ رَکْعَتَیْنِ إِذَا زَاغَتْ الشَّمْسُ قَبْلَ الظُّهْرِ» (سنن أبی داود – (۳ / ۴۶۰) بَاب التَّطَوُّعِ فِی السَّفَرِ)

ترجمه: از براء بن عازب أنصاری روایت است که در هیجده سفر با رسول الله صلی الله علیه و سلم همراه شدم پیامبر را ندیدم که دو رکعت را زمانیکه خورشید مایل می شد قبل از ظهر ترک کند.

     توضیح: احتمال دارد که این دو رکعت برای شکر وضو باشند، یا اینکه رسول الله صلی الله علیه و سلم در سفر قبل از ظهر به دو رکعت اکتفا می نمود. « لَعَلَّهُمَا شُکْر الْوُضُوء أَوْ الِاقْتِصَار عَلَیْهِمَا فِی سُنَّه الظُّهْر» (عون المعبود – (۳ / ۱۷۰) امام ابوداود از این حدیث نفل خواندن در سفر را ثابت نموده است، زمانی که رسول الله صلی الله علیه و سلم سنت قبل از ظهر را در سفر ترک نکرده است چطور می توان ادعا نمود که خواندن سنت در سفر ثابت نیست پس معلوم شد که این ادعا بدون دلیل است.    وما علینا إلا البلاغ المبین .

دارالإفتاء مدرسه دارالقرآن سراوان مولوی عبدالصمد غیاثی

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی