حکم مشخص نمودن تعداد دراذکار و عبادات

حکم مشخص نمودن تعداد دراذکار و عبادات

پرسش: بعضی می گویند اگر شخصی برای خود تعدادی از اذکار یا عبادتی دیگر را مشخص کند که رسول الله صلی الله علیه و سلم آن تعداد را انجام نداده است بدعت است و در این حدیث که پیغمبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: «مَنْ عَمِلَ عَمَلًا لَیْسَ عَلَیْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رَدٌّ» (صحیح البخاری) داخل می باشد، آیا این نظریه صحیح است ؟

پاسخ: خیر این نظریه صحیح نیست چون برای ثبوت یک عمل لازم نیست که حتماً خود پیغمبر صلی الله علیه و سلم شخصاً آنرا انجام دهد، بلکه گاهی یک عمل با گفتار از آنحضرت صلی الله علیه وسلم به اثبات می رسد. و این حدیث مستدل این گروه قرار نمی گیرد، چون پیغمبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: «مَنْ عَمِلَ عَمَلًا لَیْسَ عَلَیْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رَدٌّ» هر کس کاری انجام داد که حکم و دستور ما بر آن کار نیست آن مردود است، ونفرمودند: «لیس علیه عملنا» یعنی کاری که عمل ما بر آن نیست مردود است. و در مسأله مورد بحث حکم و دستور پیغمبر صلی الله علیه و سلم همراه است، در این زمان افرادی که خود را پیروان سلف می دانند، درحالیکه تقلید از اسلاف وگذشتگان را حرام و ناجایز اعلام می کنند، به جای تشویق به عبادت زیاد، به بهانه ی اینکه این ذکر یا تعیین نمودن تعداد وغیره از پیغمبر صلی الله علیه وسلم ثابت نیست، مردم را از عبادت خداوند باز می دارند وبه تقلید از آنچه خودشان فهمیده اند دعوت می دهند. درحالیکه پیغمبرصلی الله علیه وسلم فرمودند:«عَلَیْکُمْ مَا تُطِیقُونَ مِنْ الْأَعْمَالِ» یعنی؛ از اعمال همان اندازه که می توانید برای همیشه بر آنها مداومت کنید بر خود لازم بگیرید (صحیح بخاری). پس چگونه این سخن صحیح می باشد که هرچه پیغمبر انجام نداده بدعت است؟! درصورتی که خود پیغمبر صلی الله علیه و سلم به انجام دادن آن اجازه داده است! اکنون ما دلایلی را ذکر می کنیم که خود پیغمبر صلی الله علیه وسلم بر عبادت زیاد تشویق نموده و صحابه و تابعین بر عبادتهائی پایبند بوده اند که آنحضرت صلی الله علیه وسلم انجام نداده است، اگر بدعت وناجایز می بودند، صحابه انجام نمی دادند، چون هرکاری که در زمان صحابه و تابعین ثبوت دارد بدعت گفته نمی شود.

دلیل اول: «عَنْ عَائِشَهَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا أَنَّهَا قَالَتْ سُئِلَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَیُّ الْأَعْمَالِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ قَالَ أَدْوَمُهَا وَإِنْ قَلَّ وَقَالَ اکْلَفُوا مِنْ الْأَعْمَالِ مَا تُطِیقُونَ» (صحیح البخاری ، بَاب الْقَصْدِ وَالْمُدَاوَمَهِ عَلَى الْعَمَلِ). حضرت عایشه رضی الله عنها فرمودند: از پیغمبر صلی الله علیه و سلم پرسیده شد کدامیک از اعمال نزد الله محبوب تر است ، فرمود: با دوام ترین اعمال اگرچه کم باشد ، نیز فرمودند: از اعمال همان اندازه که می توانید به عهده ی خود بگیرید . امام بخاری از این حدیث بر میانه روی و مداومت بر عمل استدلال نموده است ، لذا اگر شخصی تعداد معینی از اذکار، نماز، روزه یا عملی دیگر را بر خود لازم گردانید و بر آنها پایبندی کرد و آنها را ترک نکرد ، این کار او مطابق با حدیث پیغمبر صلی الله علیه و سلم می باشد و کار ناجایز و بدعت انجام نداده است. و در حدیثی دیگر فرمودند: «عَلَیْکُمْ مَا تُطِیقُونَ مِنْ الْأَعْمَالِ» (صحیح البخاری ، بَاب مَا یُکْرَهُ مِنْ التَّشْدِیدِ فِی الْعِبَادَهِ). لفظ«علیکم»بر لزوم دلالت دارد ، یعنی از اعمال همان اندازه که می توانید برای همیشه بر آنها مداومت کنید بر خود لازم بگیرید. پس معلوم شد که آنحضرت صلی الله علیه و سلم حد و مرزی برای انجام اعمال تعیین نفرموده است که بیشتر از آن بدعت و ناجایز باشد.

دلیل دوم: «عَنْ أَبِی هُرَیْرَهَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَنْ قَالَ حِینَ یُصْبِحُ وَحِینَ یُمْسِی سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ مِائَهَ مَرَّهٍ لَمْ یَأْتِ أَحَدٌ یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِأَفْضَلَ مِمَّا جَاءَ بِهِ إِلَّا أَحَدٌ قَالَ مِثْلَ مَا قَالَ أَوْ زَادَ عَلَیْهِ» (صحیح مسلم،بَاب فَضْلِ التَّهْلِیلِ وَالتَّسْبِیحِ وَالدُّعَاءِ). از حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر کس وقتی که صبح می کند وشام می کند صد مرتبه بگوید: سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ در روز قیامت هیچکس عملی نمی آورد که بهتر باشد از عملی که او آورده، مگر شخصی که گفته است مانند آنچه او گفته یا اضافه کرد برآنچه او گفته است. توضیح: از این حدیث صحیح معلوم می گردد، اگر شخصی اذکاری را با تعداد معین صبح و شام بخواند هیچ اشکالی ندارد و دستور پیغمبر صلی الله علیه وسلم با آن عمل همراه است و خلاف حکم آنحضرت عمل نکرده است، چون پیغمبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: « أَوْ زَادَ عَلَیْهِ» یا اضافه کرد برآنچه او گفته است. این اضافه گفتن معین نیست که چه اندازه باشد، لذا هرشخص اجازه دارد هر مقدار از اذکار که می تواند صبح شام برآنها پایبندی کند، بخواند.

دلیل سوم: ابن کثیر در سیرت حضرت عمر رضی الله عنه نوشته است: «وکان یصلی بالناس العشاء ثم یدخل بیته فلا یزال یصلی إلى الفجر وما مات حتى سرد الصوم» (البدایه والنهایه). نماز عشاء را با مردم می خواند سپس در خانه اش داخل می شد و تا صبح نماز می خواند و از دنیا نرفت تا زمانیکه مداوم روزه می گرفت.

دلیل چهارم: «کان عثمان یصوم الدهر ویقوم اللیل إلا هَجْعَهً من أوله» (مصنف ابن أبی شیبه ، من رخص فی صوم الدهر). حضرت عثمان رضی الله عنه همیشه روزه می گرفت و شب نماز می خواند، مگر یکمرتبه خوابیدن از اول شب.

دلیل پنجم: «کَانَ عُمَیْرُ بْنُ هَانِئٍ یُصَلِّی کُلَّ یَوْمٍ أَلْفَ سَجْدَهٍ وَیُسَبِّحُ مِائَهَ أَلْفِ تَسْبِیحَهٍ» (سنن الترمذی ، بَاب مَا جَاءَ فِی الدُّعَاءِ إِذَا انْتَبَهَ مِنْ اللَّیْلِ) عمیر بن هانی (که تابعی است) هر روز هزار رکعت نماز می خواند و صد هزار مرتبه سبحان الله می گفت.

دلیل ششم: ابوسعد السمعانی در کتاب «الأنساب» می نویسد: «کان تمیم یختم القرآن فی رکعه، وربما ردد الآیه الواحده اللیل کله إلى الصباح» (الأنساب للسمعانی). تمیم بن أوس بن خارجه داری در یک رکعت قرآن را ختم می کرد، و گاهی یک آیه را تمام شب تا صبح تکرار می کرد.

دلیل هفتم: «أبی بن کعب در هشت روز ، أسود در شش روز و علقمه در پنج روز قرآن را ختم می کردند. از معاذ بن جبل روایت شده که گروهی از صحابه کل قرآن را در یک شب یا در یک رکعت ختم می نمودند و این از عثمان بن عفان و تمیم داری روایت شده است (عمده القاری شرح صحیح البخاری).

دلیل هشتم: «کَانَ أُوَیْسٌ إِذَا أَمْسَى، یَقُوْلُ: هَذِهِ لَیْلَهُ الرُّکُوْعِ، فَیَرْکَعُ حَتَّى یُصْبِحَ.وَکَانَ إِذَا أَمْسَى یَقُوْلُ: هَذِهِ لَیْلَهُ السُّجُوْدِ، فَیَسْجُدُ حَتَّى یُصْبِحَ. أویس قرنی (که تابعی است) هرگاه شب براو می آمد، می فرمود: این شب رکوع کردن است، آنگاه رکوع می کرد تا اینکه با همین حالت صبح می کرد، و هرگاه شب براو می آمد، می فرمود: این شب سجده کردن است، آنگاه سجده می کرد تا اینکه با همین حالت صبح می کرد. (سیر أعلام النبلاء [ مشکول + موافق للمطبوع ] – (۷ / ۳۰)).

 آنحضرت صلی الله علیه وسلم در مورد هریک از أصحاب وتابعین که روش عبادتشان ذکر گردید، فضایلی بیان فرموده است واز أصحاب و تابعین بلند پایه هستند. هریک به اندازه ای که می توانست عبادتی را از قبیل نماز، ذکر، روزه، شب بیداری و غیره با تعداد معین انجام می داد و درآن زمان که خیر القرون بود هیچکس دیگری را به انجام دادن بدعت بخاطر عبادت متهم نمی کرد وآنچه که امروز بدعت قرار داده می شود در زمان خیرالقرون و سلف صالح بدعت نبود و بر آن عمل می شد. علامه عبدالحی لکنوی رحمه الله رساله ی مستقلی به نام«اقامهالحجه علی أن الإکثار فی العباده لیس ببدعه» در این مورد نوشته است،علاقه مندان می توانند آنرا در مجموعهرسائل اللکنوی، ج۲، مطالعه کنند.

دارلإفتاء مدرسه دارالقرآن سراوان

وب سایت مولانا عبدالصمد غیاثی www. qeyasi.ir

 

درباره مدیر سایت

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *