طلحه، صحابی نامدار پیامبر را بیشتر بشناسیم.

طلحه، صحابی نامدار پیامبر را بیشتر بشناسیم.

طلحه، صحابی نامدار پیامبر را بیشتر بشناسیم

طلحه، صحابی نامدار پیامبر را بیشتر بشناسیم

طلحه پسر عبیدالله بن عثمان بن عمرو بم کعب بن سعد بن تیم مره از طایفه تیم ، ملقب به ابو محمد و پسر عموی ابوبکر صدیق است. او از سابقین اولینی است که اسلام آورد و در این راه سختی ها و رنج های فراوانی را متحمل شد . جزو ده نفر از عشره مبشره ای است که رسول خدا به آنان مژده بهشت را دادند ، یکی سیرت بزرگان

از پنج نفر اولی است که در ابتدای دعوت اسلامی بوسیله ابوبکر صدیق ایمان آورد و فردی از اعضای ششگانه شورای تعیین خلافت پس از وفات رسول الله بود .

فرزندان طلحه

او دارای فرزندان زیادی بود که عبارتند از ؛ محمد مشهور به سجاد که همراه خودش در جنگ جمل به شهادت رسید ، عمران که مادرشان حمنه بنت جحش بود. موسی که مادرش خوله بنت قعقاع بود. یعقوب که در یوم الحره کشته شد. اسماعیل و اسحاق از همسری به نام ام ابان بنت عتبه بن ربیعه ، زکریا ، یوسف و عایشه از ام کلثوم دختر ابوبکر صدیق ، عیسی و یحیی و ام اسحاق که به ازدواج حسن بن علی بن ابی طالب در آمد . و صعبه ، مریم و صالح.

ولادت و وفات

آنچه مشهور است این است که علی بن ابی طالب ، زبیر بن عوام سعد بن ابی وقاص و طلحه بن عبیدالله همگی در یک سال دیده به جهان گشوده و همسن و سال می باشند. در برخی از اقوال ولادت وی را ۲۸ سال قبل از هجرت بیان کرده اند. که طبق روایت اول ولادت طلحه ۲۳ سال قبل از هجرت می باشد اما آنچه صحیح تر به نظر می رسد قول اخیر مبنی بر ۲۸ سال قبل از هجرت است. او در سال ۳۶ هجری چشم از دنیا بستند و دار فانی را وداع نمودند.

داستان اسلام آوردن

ابراهیم بن محمد بن طلحه می گوید طلحه بن عبیدالله چنین برایم تعریف کردکه : هنگامی که در بازار بصری قدم میزدم ناگهان صدای راهبی بو گوشم رسید که فریاد می زد هان ای مردم ! آیا کسی از اهل حجاز در میان شماست ؟ من که آوازش را شنیدم کنجکاو شدم و خودم را به او رساندم و گفتم بله من اهل حجاز هستم کاری داری ؟ راهب گفت : آیا در میان شما فردی به نام احمد ظهور کرده است ؟ گفتم احمد کیست ؟ گفت پسر عبدالله پسر عبدالمطلب قریشی است . این ماه همان ماهی است که در آن ظهور میکند. او در سرزمین شما ظهور کرده و به جایی مهاجرت می کند که دارای سنگ های سیاه ، نخلستان های بزرگ ، زمین های شوره زار و چشمه های فراوان آب می باشد. مواظب باش که فرصت را از دست ندهی و به او ملحق شو. سخنان راهب بر قلبم تاثیر کرد . به سرعت اسبم را آماده کرده و از کاروان جدا شدم و شتابان به سوی مکه تاختم. در بدو ورود پرسیدم آیا بعد از رفتن ما از مکه اتفاق خاصی رخ داده است ؟ گفتند آری محمد بن عبدالله ادعای نبوت کرده است و افرادی همچون ابن ابی قحافه ( ابوبکر ) نیز به وی پیوسته اند. با عجله نزد ابوبکر رفتم و موضوع را از وی پرسیدم . و آیا درست است که تو از محمد پیروی میکنی؟ ابوبکر جواب داد بله آنچه شنیده ای صحیح است. من نیز داستان را برایش بازگو کردم . بسیار حیرت زده شد . سپس گفت : عجله کن با هم نزد رسول الله می رویم تا داستانت را برایش تعریف کنیم. با هم به نزد پیامبر رفتیم و داستان راهب را برایش بازگو نمودم و رسول خدا آنرا برایم تفسیر نمود . در این لحظه با اطمینان خاطر ایمان آوردم.

بعد از ایمان آوردن طلحه ، روزی نوفل بن خویلد که به شیر قریش مشهور بود ابوبکر و طلحه را با ریسمانی به هم بسته و آن دو را به نادانان مکه تحویل داد که به شدیدترین وضع ممکن آنان را اذیت کنند . به همین جهت طلحه و ابوبکر را ( القرینین ) می گقتند. ـ به معنی همراه و یار هم ـ .

نسبت و قرابت طلحه با پیامبر

طلحه از چهار جهت با رسول خدا پیوند فامیلی داشت چون هردو داماد ابوبکر صدیق بودند . عایشه ام المومنین همسر رسول الله بود و خواهرش ام کلثوم همسر طلحه . زینب بنت جحش همسر پیامبر بود و خواهرش حمنه بنت جحش همسر طلحه بود. ام حبیبه دختر سفیان همسر رسول خدا بود و خواهرش رفاعه همسر طلحه بود. همچنین ام سلمه که همسر پیامبر بود خواهرش به نام قریبه تحت نکاح طلحه و همسر وی بود.

شهید زنده

رسول خدا درباره طلحه چنین فرمودند : من سره ان ینظر الی شهید یمشی علی وجه الارض فلینظر الی طلحه بن عبیدالله. هر کس دوست دارد به شهیدی نگاه کند که زنده است و بر روی زمین حرکت می کند به طلحه بن عبیدالله نگاه کند .

طلحه در غزوه اُحُد

در غزوه احد زمانی که مسلمانان شکست خوردند و از کنار پیامبر گریختند از انصار یازده نفر و از مهاجرین فقط طلحه نزد پیامبر ماندند و چون حلقه ای رسول الله را در میان گرفته بودند. رسول اکرم و همراهانش خواستند از کوه بالا روند تا از گزند مشرکان در امان بمانند اما جمعی از مشرکان آنها را تعقیب کرده و خواستند پیامبر را به قتل برسانند. در این هنگام پیامبر فرمود آیا کسی حاضر است آنها را از ما دور کند و در مقابل در بهشت یار و قرین من باشد ؟ طلحه جواب داد : من . پیامبر فرمود نه تو در جای خود بمان. به این ترتیب تمامی یازده نفر انصاری که با پیامبر بودند شهید گشتند. تا نوبت به طلحه رسید. او شمشیر کشید و به تار و مار کردن مشرکان پرداخت . به محض بدست آوردن فرصتی ، پیامبر را که زخمی گشته بود کمی بالاتر می برد. حضرت طلحه در تمامی این لحظات خود را سپر رسول الله نموده بود و تیرها و نیزه های زیادی به بدنش اصابت کرده بود اما به هر قیمتی که بود رسول خدا را از گزند مشرکان دور و ایشان را به بالای کوه رسانید. حضرت ابوبکر می فرماید در آن روز به هر شکلی که بود من و ابو عبیده جراح خود را به رسول الله رساندیم خواستیم زخم هایش را مدا کنیم اما اجازه نداد و فرمود به رفیقتان طلحه برسید.

سخاوت و بخشندگی طلحه

حضرت طلحه تاجری ماهر و ثروتمندی بنام بود . روزی در اثر تجارت ثروت کلانی معادل هفتصد هزار درهم به او رسید . آن شب وی بسیار نگران و پریشان بود . همسرش ام کلثوم جویای حالش شد و گفت ای ابو محمد تو را چه شده است چرا اینچنین ناراحت و نگران هستی ؟ طلحه گفت : در این فکر بودم که فردی که این همه ثروت و دارایی دارد و آسوده می خوابد درباره پروردگارش چه فکر می کند ؟ ام کلثوم گفت فرادا که بیدار شدی آنرا میان مستمندان و فقیران تقسیم کن . طلحه گفت آفرین خدا تو را بیامرزد . فرداری آن روز طلحه تمام سود بدست آمده را میان فقیران انصار و مهاجر تقسیم کرد .

آری طلحه با جان و مال در خدمت اسلام بود و هرگاه اسلام به کمک مالی نیاز می داشت او همیشه بخش عمده ای از دارایی اش را صرف اسلام و مسلمانان می کرد . به سبب همین فداکاری ها و رشادت ها پیامبر (ص) به او القابی همچون طلحه الخیر یا طلحه الفیاض و شهید زنده را داد.

فضایل طلحه

قطعا تمامی اصحاب و یاران رسول خدا دارای خصوصیات و فضایل بی شماری هستند اما برخی از آن بزرگواران بنابر زحمات و خدمات فراوانی که به اسلام و مسلمانان کرده اند از جایگاه و منزلت بهتری برخوردار می باشند که حضرت طلحه یکی از این بزرگواران می باشد. حضرت طلحه (رض) در تمامی غزوات ، رسول اکرم (ص) را همراهی و با مشرکان جنگید . تنها غزوه ای که ایشان نتوانست در آن شرکت نماید غزوه بدر بود و آن هم به این دلیل که پیامبر (ص) ایشان را همراه با سعید بن زید برای ماموریتی به شام فرستاده بود اما پس از مراجعه به مدبنه از غنایم بدر نیز سهم مجاهدی به وی داده شد.

حضرت جابر می فرماید : ار رسول خدا شنیدم که فرمود : هر کس می خواهد به شهید زنده ای بنگرد که بر روی زمین حرکت می کند به طلحه نگاه می کند .

موسی پسر طلحه می گوید : روزی نزد معاویه رفتم . گفت آیا مژده ای به تو ندهم ؟ از پیامبر خدا شنیدم که فرمود : طلحه از جمله کسانی است که پیمان به سر بردند. ـ اشاره ای است به مضمون آیه ۲۳ سوره احزاب که می فرماید : من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا. ـ

وفات طلحه

حضرت طلحه یکی از یاران گرانقدر رسول خدا بود . پیامبر (ص) در حالی چشم از دنیا بست که از این صاحبی بزرگوار راضی و خشنود بود . خلفای راشدین نیز در دوران خلافت خود با دیده احترام با آن بزرگوار معاشرت داشتند و ایشان در زمان خلفای راشدین یکی از اعضای شورای استنباط مرکزی مهاجرین بود . در زمان خلافت حضرت علی در واقعه جمل موقعی که حضرت علی ، وی را موعظه داد میدان نبرد را ترک نمود تا مبادا با لشکر حضرت علی بجنگد اما به هنگام ترک میدان از پشت سر مورد اصابت تیر فرد ناشناسی قرار گرفت و به شهادت رسید . ایشان به هنگام شهادت ۶۳ سال سن داشت .

درباره واحد دین و مذهب

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *