نقش حیا در جلوگیری از گناه

نقش حیا در جلوگیری از گناه

حیا یعنی شرم داشتن از ارتکاب اعمال زشت، گفتار زشت و اندیشه زشت است. و یکی از مهم ترین صفاتی است که تأثیر فراوانی در مراحل مختلف زندگی اخلاقی ما دارد. لذا حیا سبب می شود که انسان از ارتکاب بسیاری از منکرات و امور زشت باز آید، ونقش بزرگی در شکل دهی چگونگی ارتباط انسان با خدا و مردم دارد و سایر شعبه های دین را نیز تنظیم می کند. اگر حیا در زندگی فرد حاکم گردد، دیگر جایی برای دروغ گفتن، غیبت نمودن، نافرمانی والدین، ترک نماز و سایر احکام دین باقی نخواهند ماند. دعوت به داشتن حیا و پاسداری از آن، در واقع فراخوانی به ترک تمام معاصی و گناهان است.
لذا حیا یکی از صفات نفس پاک و بلکه در راس مکارم اخلاق می باشد، و زینت ایمان و شعار اسلام است چنانچه در حدیث آمده است *ان لکل دین خلقا و خلق الاسلام الحیاء* هر دین وصف و نشان منحصر به فردی دارد و نشان ممتاز اسلام “حیا” است .
ازآنجائیکه حیا فضایل زیادی دارد شریعت اسلام امر به این خلق پسندیده کرده و به آن تشویق نموده است. بلکه بعنوان یکی از نشانه های ایمان وملازم ایمان دانسته شده است، مانند دو چیزی که با یک ریسمان بسته شده اند. این دو در بود و نبود تابع یکدیگرند.پس هرگاه یکی از ان دو رفت دیگری نیز میرود.
میگویند: کسی که لباس حیا بر تن کند مردم عیب او را نمی بینند.
حیا در گفتار پیامبرصلی الله علیه وسلم…
در صحیح بخاری و مسلم آمده که پیامبر صلیه الله علیه وسلم فرمودند: الحیاء شعبه من الایمان. حیا جزیی از ایمان است.
ومیفرمایند:لا ایمان لمن لا حیاء له، ایمان ندارد کسی که حیا ندارد.
و در حدیث دیگر آمده: الحیاء والایمان قرنا جمیعا.فاذا رفع احدهما رفع الاخر، حیا و ایمان در یک رشته و همدوش همدیگرند; چون یکی از آن دو رفت، دیگری هم می رود.
بنابراین، حیا ثمره ایمان است. هر چه ایمان انسان قوی تر باشد، حیائش بیش تر می شود و از ارتکاب کارهای زشت بیشتر احساس شرمندگی می کند . در مقابل هر چه ایمان انسان ضعیف تر باشد، گستاخی اش برای انجام گناه بیش تر خواهد شد.
و راز دانستن حیا از ایمان این است که هر یک از آنها انسان را به خیر دعوت میکنند و ازکارهایى بد و زشت انسان را دور میکنند ، واگر در انسانها جرات فحش وناسزاگویی موجود باشد دلیلش نبودن حیاست .چون پیامبر صلی الله علیه و سلم میفرماید:
إن مما أدرک الناس من کلام النبوه الاولی: إذا لم تستح فاصنع ما شئت ، آنچه مردم از کلام انبیای پیش از من دریافته اند این است که اگر حیا نکردی هر چه می خواهی بکن.
. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به یک انصاری که از حیای برادرش ناراحت بود و او را سرزنش می کرد، چنین فرمودند: دعه فإن الحیاء من الایمان (متفق علیه) او را به حالش رها کن زیرا حیا جزیی از ایمان است.
در روایت عمران بن حصین به نقل از آن حضرت صلی الله علیه وسلم چنین آمده است: «الحیاء لایأتی إلاّ بخیر، حیا فقط خیر و خوبی را به ارمغان می آورد.
وفرمودند: ما کان الفحش فی شیئ إلا شأنه و ما کان الحیاء فی شیئ إلاّ زانه، بی شرمی در هرچیزی باشد آن را زشت و قبیح می گرداند و حیا در هر چیزی باشد آن را زیبا و آراسته می گرداند.
برداشت نادرست از حیاء
متأسفانه برداشت غلط از حیا سبب شده که بعضی آن را با کم رویی که یک مرض روحی و روانی است یکی به حساب می آورند، و به تحسین و تمجید از اشخاص کم رو می پردازند و عملاً راه اصلاح و درمان را به روی آنان می بندند. بعضی از آدمها از کارهای خیر واز گفتن حق و امر کردن به کارهای خیر و نهی از کارهای منکر جلوگیری میکنند به زعم حیا، واین بدون شک یک برداشت اشتباه از حیا است.
افضلترین همه خلایق حضرت محمدصلی الله علیه وسلم بیشتر از همه انسانها حیا داشت.اما از گفتن حق منع ننمود. وامر به معروف و نهی از منکر کرد و حتی از پایمال شدن حق ناراحت می شد.
کسی که چیزی را نمی داند عقلا وشرعا لازم است که به دنبال فراگیری آن برود، اگر دچار شرم و خجالت شود و نپرسد، مبتلا به حیای جهل است. بنابراین کوتاهی در دستیابی به علم و اطلاعات پذیرفته نیست، و چه بسا به جهت این سستی، در عالم آخرت مورد مؤاخذه و مجازات قرار گیرد.
حیا، از انجام معصیت و یا هر عمل زشتی، فضیلت است اما حیا، در فراگیری احکام دینی رذیلت است.
انواع حیا:
۱-حیا از خدا
۲-حیا از ملائکه
۳-حیا از مردم
۴-حیا از نفس
اولا: حیا از خدا؛ این نوع حیا بالاترین درجه حیاست. هر وقت در نفس بنده ثابت شد که خدا اورا می بیند و خداوند با او همراه است هر جا که باشد، در این صورت از کوتاهی از فرمان الهی حیاء می کند.واگر گناهی را انجام دهد.خداوند میفرماید: الم یعلم بان الله یری، العلق:۱۴ مگر ندانسته است که خدا میبیند؟ ومیفرماید: ولقد خلقنا الانسان ونعلم ماتوسوس به نفسه ونحن اقرب الیه من حبل الورید.*ق:۱۶ ما انسان را آفریدیم و وسواسهاى نفس او را مى‏دانیم، و ما به او از رگ قلبش نزدیکتریم!
وآیات دیگر که در مورد اطلاع خداوند از کارها و احوال بندگانش هست . واینکه خداوند مراقب بندگانش هست . در حدیث دیگر پیامبرصلی الله علیه وسلم به یارانش میگوید: استحیوا من الله حق الحیاء فقالوا یارسول الله انا نستحی قال لیس ذاکم ولکن من استحیا من الله حق الحیاء فلیحفظ الراس وما وعى والبطن وما حوى ولیذکر الموت و البلى ومن اراد الاخره ترک زینه الدنیا فمن فعل ذلک فقد استحیا من الله حق الحیاء .
آن گونه که شایسته است از خدا حیا کنید، گفتیم ای رسول خدا صلی الله علیه وسلم- بحمدلله- از خداوند شرم و حیا داریم. آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: چنین نیست حیای شایسته و سزاوار حضرت حق آن است که سر را با آنچه در آن می پروراند، و شکم را با آنچه در خود جای داده است حفظ کنی، و از مرگ و فرسودگی یاد کنی. کسی که قصد آخرت را دارد، زینت‏های دنیا را ترک می کند و آخرت را بر دنیا ترجیح می دهد. پس هر کس چنین کند او به راستی آن گونه که سزاوار است از خداوند حیا کرده است .
یک روز مردی با یک زنی خلوت کرد و اورا به فحشاء دعوت داد، بهش گفت فقط ستاره ها مارا میبینند، زن گفت پس خالق ستاره ها کجاست؟
دوم: حیا از ملائکه؛ بعضی از اصحاب میگویند: کسانی با شما هستند که هرگز شمارا ترک نمیکنند، از آنان حیا کنید و با آنها محترم باشید . وخداوند هم در این مورد هشدار داده ومیفرماید: وان علیکم لحافظین.کراما کاتبین یعلمون ما تفعلون الانفطار*۱۰-۱۲*
سوم: حیا از مردم؛ حفظ حقوق مردم نشانه حیاست. حیا از مردم آن است که انسان حقوق مردم را بشناسد و سلسله مراتب میان افراد را رعایت کند. از حذیفه بن یمان روایت شده که میفرماید:هیچ خیری در کسی نیست که از مردم حیا نمیکند.
وهمچنین پیامبرصلی الله علیه و سلم میفرماید: ما کرهت ان یراه الناس فلا تفعله اذا خلوت.هر چیزی که دوست نداشتی دیگران آن را از تو ببینند، در خلوت هم آن کار را انجام نده.
چهارم: حیا از نفس؛ هر کس از مردم حیا کرد و از خودش حیا نکرد، نفس خودش را کمتر از دیگران دانسته است. اگر انسان در خلوت چیزی را انجام داد که در آشکارا هرگز نمیتواند آن کار را انجام دهد این شخص هیچ ارزشی برای خودش قائل نشده است.

برچسب ها :
ایمانحیاعفت

درباره واحد دین و مذهب

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *