زندگی نامه شیخ الحدیث مولانا محمد زکریا رحمه اللهعلیه

نام: مولانا محمد زکریا

نام پدر: مولانا محمد یحیی، برادر مولانا محمد الیاس و مولانا محمد رحمهم الله.

نام پدربزرگ: مولانا محمد اسماعیل که عالمی با عمل و متقی و پرهیزگار بود.

ولادت: مولانا محمد زکریا رحمه الله در سال ۱۳۱۵ هجری قمری شب ۱۱ رمضان در کاندهله چشم به جهان گشود.

عقیقه و نام گذاری: پدر محترمش هنگام ولادتش آنجا تشریف نداشت، چون روز هفتم به منزل رسید، فورا جهت تراشیدن موهایش اقدام نمود و هم وزن موهایش نقره صدقه نمود. دو نام برایش درنظر گرفته شد: یکی محمد موسی و دیگری محمد زکریا که سر انجام به دومی مشهور گردید و در همان روز گوسفند عقیقه هم برایش ذبح شد.

آغاز تعلیم: پدر بزرگوارش او را جهت خواندن قاعده بغدادیه در گنگوه پیش دکتر عبدالرحمان که فردی نیک و صالح بود برد او بعد از فرا گرفتن قاعده بغدادیه و قرآن مجید به خواندن زیور بهشت و کتب ابتدائی فارسی آغاز نمود . سپس کتب درسی را پیش استادان ماهر و کتب دوره حدیث را پیش پدر محترمش خواند . بعدا علاوه بر ابن ماجه باقی مانده کتب دوره حدیث را مجددا از حضرت مولانا خلیل احمد سهارنپوری رحمه الله فرا گرفت و در انجام بدستش هم بیعت کرد و در تألیف بذل المجهود شرح ابوداود با ایشان کاملا همکاری داشت.

تدریس: مولانا در سال ۱۳۳۵ هجری قمری در حوزه علمیه مظاهر العلوم سهارنپور به عنوان مدرس انتخاب گردید. در آنوقت وی ۲۰ سال سن داشت و بنابر ذهانت و کوشش خود توانست طلاب را گرویده خود سازد و بعد از مدت کوتاهی کتب بزرگ جهت تدریس به وی محوّل گردید.

حج: حضرت شیخ الحدیث موفق شد شش دفعه به زیارت بیت الله مشرف گردد.

تصانیف:مولانا محمد زکریا رحمه الله در ضمن تدریس و تبلیغ به تألیف کتب ارزنده ای آغاز نمود و این برنامه از سال ۱۳۴۱ هجری آغاز گردید و تا پایان ادامه یافت و کتب بسیار نفیسی بعد از خود بطور یادگار گذاشت که بعضی از آنها عبارتند از: تقاریر کتب حدیث، حالات زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم، خلفای راشدین، سلاطین بنی امیه، اصول حدیث علی مذهب الحنفیه، فضائل نبوی شرح ترمذی، اوجز المسالک شرح مؤطا امام مالک، تحفه الإخوان فی بیان احکام القرآن، المؤلّفات و المؤلّفین، فضائل اعمال، الکوکب الدرّی، لامع الدراری و غیره.

سفر به افریقای جنوبی:هنگامیکه حضرت شیخ الحدیث رحمه الله به سن ۸۶ سالگی رسید، بسیار ضعیف و لاغر شد، طوریکه تحرک و جابجایی برایش دشوار بود. اما با وجود آن باز هم با همین حالت تصمیم قطعی جهت مسافرت گرفت.

حضرت مولانا رحمه الله به افریقا تشریف برد این سفر مولانا بسیار مؤثر قرار گرفت، بطوریکه جمع کثیری به افتتاح مدارس دینی و مکاتب قرآن و بنای مساجد پرداختند و بسیاری تصمیم قطعی گرفتند که بچه های خود را جهت فرا گرفتن علوم دینی به ممالک دور و دراز بفرستند و دعوت و تبلیغ هم در جنوب افریقا راه اندازی شد.

حضرت مولانا تمام ماه مبارک رمضان را در مسجد جامع «استینگر» که در جنوب افریقا قرار گرفته است به اعتکاف نشست. افرادیکه در آغاز همراه حضرت مولانا رحمه الله در آن مسجد جامع نشستند خیلی زیاد بودند و کسانیکه تا پایان با وی باقی ماندند بیش از هزار نفر بودند. مسجد سه طبقه و پهناور و دارای حیاطی بزرگ و امکانات کافی بود.

حضرت مولانا به بعضی از شهرهای دیگر افریقا نیز سفر مسافرت نمود و هرکجا با استقبال بسیار گرم مواجه می گردید. و سر انجام در ۲۱ شوال به «لوساکا» تشریف برد.

سفر به انگلستان:حضرت مولانا با هیأت همراه در ۲۴ شوال سال ۱۴۰۲ هجری قمری از «لوساکا» راهی انگلستان گردید . وقتی به فرودگاه می رفتند تقریبا ۱۵۰ ماشین سواری برای بدرقه ی ایشان به راه افتادند. حضرت مولانا رحمه الله وقتی به سلامتی به «منچستر» رسیدند به دارالعلوم بولتن تشریف برده و نظام الاوقاتی در آن حوزه پیاده نمود و افراد زیادی جهت افتتاح و ختم قرآن مجید و بیعت گرد هم جمع شده بود.

روزی که مولانا می خواست مراجعت نماید، ثقریبا شش الی هفت هزار نفر گرد هم جمع شده بود، حضرت مولانا با هیأت همراه ، از فرودگاه «منچستر» به سلامتی در فرودگاه «هیتهرو» لندن رسید، از آنجا به فرودگاه بین المللی رفته و بر هواپیما سوار شده داخل هواپیما احرام بسته و به فرودگاه جدّه رسیدند.

بیماری و مسافرت هندوستان: حضرت شیخ رحمه الله با وجود بیماری و ضعف، پانزدهم محرم سال ۱۴۰۲ هجری قمری ، عازم هندوستان گردید و مدت ۲۰ روز در دهلی مقیم شد. در این ایام بیماریش شدت گرفت و حالش بسیار وخیم گردید و به بیمارستان انتقال داده شد وقتی از بیمارستان بیرون آمد به سهارنپور تشریف برد اگرچه حالش بهتر بود اما رضایت بخش نبود. سرانجام ۱۸ ربیع الاول ۱۴۰۲ هجری قمری، با هیأت همراه از راه کراچی عازم جده شد و الحمد لله به سلامتی به مدینه منوره رسید و معالجه اش ادامه یافت.

وفات: حضرت شیخ الحدیث بر اثر معالجه اندکی صحت یافت ، البته بسیار ضعیف بود و به مشکل می توانست در طول شبانه روز یکدفعه جهت نماز به مسجد تشریف ببرد، سرانجام یکبار به مسجد رفتن هم برایش دشوار شد. بعدا بر اثر شدت تب، غذا خوردن را هم ترک کرد و فقط به نوشیدن مایعات اکتفا نمود و تحت مداوای پزشکان ماهر قرار گرفت. همیشه لفظ الله ، یاحلیم، یاکریم، بر زبانش جریان داشت و عموما دکتر اسماعیل در کنارش بود . از تنگی نفس هم رنج می برد و هر لحظه حالش وخیم تر می گردید، پزشکان معالج هرچه کوشیدند، تدبیرشان به جائی نرسید و سرانجام ساعت پنج و چهل و پنج دقیقه عصر چشم از جهان فرو بست. إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ .

نماز جنازه اش بلافاصله بعد از نماز عشاء به امامت شیخ عبدالله زاحم، امام حرم، خوانده شد و جمع کثیری از مردم در نماز جنازه اش شرکت داشتند سرانجام جنازه در جنّت البقیع ، در محوطه ی آرامگاههای اهل بیت کنار آرامگاه حضرت مولانا خلیل احمد سهارنپوری رحمه الله به خاک سپرده شد . پسرش مولانا طلحه و الحاج ابوالحسن در قبر فرود آمدند و بعد از گذاشتن ایشان، دهانه قبر را مسدود کردند.

بعد از دفن، این جمله به گوش یکی از خلیفه های مجازش رسید که «فتح له ابواب الجنّه الثمانیه» هشت در جنت برایش گشوده شد.

   برگرفته شده، از کتاب بزرگ مردان اندیشه و تاریخ . بخش سوم از صفحه ۲۲۷ تا ۲۴۱٫

تهیه وتنظیم: مولوی مفتی عبدالصمد غیاثی

 

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی