پیامبر علیه الصلاه والسلام می فرماید: اگر کسی در شب جمعه یا روز جمعه سوره کهف را تلاوت بکند، ایمانش افزایش پیدا می کند،
به شرطی که محتوای سوره ی کهف را بداند وآن را در زندگی اش به کار گیرد، سوره ی کهف داستانی جز داستان ایمان نیست،
جز داستان خداجویی وخدا طلبی نیست سوره ی کهف داستانی به سوی خدا حرکت کردن وتوکل به خدا وفرار از معصیت و
شرک وگناه وبدعت وکفر به سوی هدایت ونور الهی است.

حدیث می فرماید اگر مسلمانی شب یا روز جمعه خداوند توفیقش بدهد سوره کهف را تلاوت کند
خداوند متعال بین دوتا جمعه ی آن مسلمان را نورانی وروشن می گرداند، از این جمعه تا جمعه ی آینده جلویش، پیشاپیشش، همه جا می درخشد
وهیچ موقع در تاریکی گناه قرار نمی گیرد.منظور از نور، نوری است که دل آن جوانان سرمایه دار درخشاند ونورانی کرد
که راه حق را پیدا کردند وبه سوی الله هجرت کردند « انهم فتیه ءآمنوا بربهم وزدنهم هدیً» محور سوره ی کهف بر همین آیه ی کوتاه است،
سبب درخشندگی بین دوتا جمعه خواندن داستان آن چند تا جوان بود.خداوند متعال این گونه از جوانان مومن در سوره کهف می فرماید:

« انهم فتیه ءآمنوا بربهم وزدنهم هدیً»

برماست که با تدبر در آیات مبارکه ی سوره ی کهف مخلصانه به دین اسلام خدمت کنیم ومانند جوانان سوره کهف مومن ومخلص باشیم.

سوره کهف عبارت است از چهار داستان:
داستان اصحاف کهف یا یاران غار- داستان صاحب دو باغ-
داستان موسی و خضر- و چهارم داستان ذو القرنین.
همه این داستان ها منحصر به این سوره می باشد و د
رهیچ جای دیگر از قرآن تکرار نشده است.
هر چهار داستان داری یک محور اساسی است و آن هم بروز

فتنه های چهار گانه در زندگی دنیا می باشد:
أزمایش و ابتلا در دین (در خلال داستان اصحاب کهف)
آزمایش در مال و نعمت ( در خلال داستان صاحب دو باغ)
آزمایش و ابتلا در علم ( در خلال داستان موسی و خضر)
آزمایش در قدرت و سلطنت (در خلال داستان ذو القرنین)

خلاصه ای از چهار داستان

أولا: جوانان مومن و ابتلا و آزمایش در دین

اولین داستان، داستان جوانانی است که به خداوند تبارک وتعالی ایمان اوردند، واسلامشان را بر مردم عرضه نمودند ولی با مخالفت حاکم آن وقت مواجه شدند .قرآن صراحتا بیان می دارد که این اشخاص از قشر جوان بودند:
{إِنَّهُمْ فِتْیَهٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ} .به راستی ایشان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند.این جوانان مومن وقتی جور و ستم حاکم را دیدند از بین آنها هجرت کردند، و به غاری پناه گرفتند:(إِذْ أَوَى الْفِتْیَهُ إِلَى الْکَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا)«آن‌گاه‌ که‌ جوانان‌ به‌سوی‌ غار پناه گرفتند» بله اینگونه آنها از بیم‌ غارت‌ ایمان‌ خویش‌ از سوی‌ قوم‌ کافر خود، به‌ غاری‌ پناه‌ بردند.«پس‌ گفتند: ای‌ پروردگار ما! از جانب‌ خود به‌ ما رحمتی‌ ببخش‌، و برای‌ ما در کار ما راهیابی‌ را آماده‌ ساز».یعنی‌: کاری‌ که‌ ما هم‌اکنون‌ بر آن‌ هستیم‌ به‌ سامان‌ برسان‌.اینجا بود که خداوند رحمت خویش را بر آنها ارزانی داشت و در این غارسیصدو نه سال به خواب رفتند، و خداوند با معجزات زیادی آنان را تایید نمود:(وَلَبِثُوا فِی کَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَهٍ سِنِینَ وَازْدَادُوا تِسْعًا)هنگامی برخواستند مشاهده نمودند تمام اهل شهرایمان اورده و و اهل ایمان بر اهل کفر پیروز گشتند

دوم: فتنه ی مال و ثروت در خلال داستان صاحب دو باغ

داستان صاحب دو باغ، داستان مردی است که خداوند نعمت هایش را بر او ارزانی داشت، اما او به نعمت های خداوند کفر ورزید، و روز معاد را انکار کرد:وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هَذِهِ أَبَدًا (۳۵) وَمَا أَظُنُّ السَّاعَهَ قَائِمَهً وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلَى رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْرًا مِنْهَا مُنْقَلَبًا (۳۶)در پایان داستان به چگونگی رهایی از فتنه مال اشاره می شود و عصمت از آن را در فهم واقعی زندگی دنیاو یاد آوری روز آخرت می داند ومی فرماید:وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیمًا تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِرًا (۴۵) الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا (۴۶)

سوم: فتنه علم در خلال داستان موسى و خضر

موسى علیه الصلاه والسلام فکر می کرد که او داناترین فرد زمین است لذلک خداوند به او وحی کرد که در فلان منطقه فردی داناتر از او وجود دارد، پس برای تعلیم و یادگیری به نزد خضر رفت، ولی نتوانست بر عملکردهای خضر صبر کند چون حکمت کارهای خضر را نمی فهمید و فقط به ظاهر توجه می کرد.در این داستان نیز چگونگی عصمت از این فتنه بیان می شود وان هم تواضع و عدم غرور به علم است:(قَالَ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِی لَکَ أَمْرًا)

چهارم: فتنه ی قدرت و سلطنت در خلال داستان ذو القرنین

داستان ذوالقرنین داستان پادشاه عادلی است که قدرت و سلطنت وی از مشرق تا مغرب ادامه داشت ولی او از این جایگاه برای انتشار دین خداوند استفاده نمودو خیر را انتشار می داد و از فساد جلوگیری می کرد.ذو القرنین نمونه ی موفق در فتنه قدرت و سلطنت بود که بسیاری امثال او دراین آزمایش شکست خورده و مسیر غیر حق را تبعیت نمودند.

اگر به اسم سوره یعنی کهف یا به اصطلاح فارسی غارتوجه کنیم در می یابیم که بین این اسم و موضوعات سوره مناسبت لطیف و زیبایی وجود داردو آن هم این است که هر کس در این سوره تدبر داشته باشد و به ان پناه ببرد مانند غار محافظت کننده است، همان طور که غار انسان را از سرما و گرما محافظت می کنداین سوره نیز انسان ها را از فتنه ها محافظت می کند.غاری که قاری این سوره به ان پناه می بردغاری است معنوی که در عنایت و حفظ و پوشش خداوند متعال است

غصه مخور جهان میدان آزمایش است:

(إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِینَهً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا))(آیه ۷)
این آیه ترسیمى از وضع این جهان به عنوان یک میدان آزمایش براى انسانها، و توضیحى براى خط سیر انسان در این مسیر است.نخست مى‏گوید: «ما آنچه را روى زمین است زینت آن قرار دادیم»جهانى پر زرق و برق ساختیم که هر گوشه‏ اى از آن دل را مى‏برد، دیدگان را به خود مشغول مى‏دارد، و انگیزه‏هاى مختلف را در درون آدمى بیدار مى‏کند، تا در کشاکش این انگیزه‏ها و درخشش این زرق و برقها و چهره‏ هاى دل‏انگیز و دلربا، انسان بر کرسى آزمایش قرار گیرد و میزان قدرت ایمان و نیروى اراده و معنویت و فضیلت خود را به نمایش بگذارد.لذا بلافاصله اضافه مى‏کند: «تا آنها را بیازماییم کدامینشان بهتر عمل مى‏کنند»؟ .این هشدارى است به همه انسانها و همه مسلمانها که در این میدان آزمایش الهى فریب زرق و برقها و کثرت عمل را نخورند بلکه بیشتر به حسن عمل بیندیشند.

(وَ إِنَّا لَجاعِلُونَ ما عَلَیْها صَعِیداً جُرُزاً)(آیه ۸)
سپس مى‏گوید: ولى این زرق و برقها پایدار نیست «و ما (سر انجام) قشر روى زمین را خاک بى‏گیاهى قرار مى‏دهیم»! آرى! این منظره زیبا که در فصل بهار در دامان صحرا و کوهسار مى‏بینیم به همین حال باقى نمى‏ماند، فصل خزان فرا مى‏رسد برگها پژمرده مى‏شوند، شاخه ‏ها عریان مى‏شوند، و آواى حیات به خاموشى مى‏گراید.زندگى پر زرق و برق انسانها نیز همین گونه است. این نعمتهاى گوناگون، این پستها و مقامها و مانند آن نیز جاودانى نیستند، روزى فرا مى‏رسد که به جز یک قبرستان خشک و خاموش از این جامعه‏ ها چیزى باقى نمى‏ماند و این درس عبرت بزرگى است.

‏(أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَباً ‏) (آیه ۹)
‏( زندگی پرزرق و برق ، بسیاری از مردمان را گول می‌زند ، و ایشان را نسبت به زنده شدن دوباره ، غافل و بی‌باور می‌کند . در صورتی که کسانی چون اصحاب کهف یافته می‌شوند که در محیط پرزرق و برق جهان و در میان انواع ناز و نعمت ، استقامت و پایمردی خود را در راه ایمان نشان می‌دهند ، و نیز حوادث بسیاری در جهان رخ می‌دهد که بیانگر از سرگرفتن حیات پس از خواب طولانی بوده که نوعی مرگ بشمار است . از جمله این حوادث داستان اصحاب کهف است ) . آیا گمان می‌بری که ( خواب چندین ساله ) اصحاب کهف و رقیم ، در میان عجائب و غرائبِ ( پراکنده در گستره هستیِ ) ما چیز شگفتی است‌ ؟‏

http://sheykhpordel.persianblog.ir/منبع

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی